تبليغاتX
یادخدا و ظهور امام
چرا قرآن شفا دهنده است دوشنبه سی ام مهر 1386 7:41
حقیقت این جهان آفرینش چیزی جز انرژی نیست و خداوند هم منبع این انرژیست.آفریده های خدا همگی نشانه هایی از او هستند که هریک با یک سطح و فرکانس مشخص انرژی آفریده شده اند.چرا به آنها میگوییم نشانه چون هریک از آنها نشان دهنده یکسری از ویژگیهای خدا هستند.مثل کلماتیکه یک انسان از خود می آفریند که نشان دهنده خصوصیات آن انسان می باشد.

انسان به دلیل اینکه همه نشانیهای خداوند را در خود دارد در بر گیرنده همه جهان آفرینش هم هست.یعنی شما هر نشانه ایکه از خداوند در هریک از موجودات پیدا کنی مثل همان را در وجود انسان پیدا خواهی کرد.

البته این نشانه ها در وجود همه انسانها روشن نشده است ولی برای همه آنها این امکان هست که با رعایت تقوی این چراغها را روشن کنند و انسانیکه همه این چراغها را در وجودش روشن کرده باشد میشود نشاندهنده همه ویژگیهای خداوند که هر کس به او نگاه میکند به یاد خدا میفتد.

موجود دیگریکه دربرگیرنده همه نشانیها و فرکانسها و انرژیهای خداوندست قرآن میباشد که خداوند همه این نشانیها را بصورت کلمات در آن آورده است.

حقیقت انسان گفتیم از انرژیست و در وجود انسان مراکز مختلف انرژی وجود دارد که هریک باید در یک سطح مشخص پایدار باشد تا انسان سالم بماند.اگر تعادل این مراکز از نظر انرژی به هم بخورد انسان بیمار میشود.دلیل شفا بخشی قرآن اینست که چون دارای تمامی فرکانسها و سطوح انرژی میباشد میتواند با تعادل بخشیدن به سطح انرژی انسان بیمار او را شفا دهد.

قسمتی از این حقایق توسط دانشمند ژاپنی اموتو ثابت شده است.او با دادن انرژی با فرکانسهای مختلف به آب و تواندار کردن این آب از آن برای درمان بیماریها استفاده کرده است.مثلا در مورد بیماری افسردگی او فرکانسهای بدن فرد بیمار را ضبط میکند و با توجه به فرکانسهای فرد سالم بوسیله آب تواندار شده به درمان فرد می پردازد.

تحقیقات این فرد ثابت می کند کلمات و احساسات ما انسانها بر روی جهان آفرینش تاثیر دارد.مثلا به یک لیوان آب گفته تو بدی و به دیگری تو خوبی.لیوان اول بلورهای بد شکل تشکیل داده ولی لیوان دوم بلورهای زیبایی بوجود آورده است.

بنابراین وقتی کلمات و احساسات ما میتوانند شفا بخش باشند میتوانیم بپذیریم که کلمات قرآن که نشانه هایی از خداوند هستند دارای این قدرت شفابخشی باشند.

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک ثابت |
بشارت آمدن پیامبر اسلام در انجیل برنابا سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 0:1
فصل سي ششم
(1)شاگردان بي خود شدند ،بي خودي بزرگي براي نافرماني فرشتگان.(2)آن وقت يسوع فرمود: ((حق مىگويم به شما؛ آنكه نماز نمىگزارد او از شيطان بدتر است.(3)پس زود است كه به او بزرگ تر عذابي فرود آيد.(4)زيرا نبود شيطان را قبل از افتادنش پنداري در ترس .(5)همچنين نفرستاده بود خداي براي او پيغامبري را كه او را به توبه بخواند.(6)ليكن براي انسان، بتحقيق كه پيغمبران همه ي ايشان آمدند مگر رسول الله آنكه زود است بعد از من بيايد؛زيرا خداي مىخواهد تا كه من مهيّا سازم راه او را.زندگاني مىكند آدمىبه اهمال،بدون هيچ ترسي.گويا كه خدائي يافت نمىشود؛با اينكه او راست نشانه هائي كه آنها را شماره اي نيست بر عدل خداي.

فصل هفتادودوم
(1)شب يسوع پنهاني با شاگردان خود سخن نموده،فرمود:(2) ((حق مىگويم به شما؛بدرستي كه شيطان مىخواهد تا شما را مانند گندم غربال كند.(3)ليكن من توسل نمودم به خداي از براي شما؛ پس هلاك نخواهد شد از شما مگر آن كسي كه دام ها را براي من مىاندازد.)) (4) جز اين نيست كه آن را درباره يهودا فرمود؛زيرا فرشته جبرئيل به او گفت كه چگونه يهودا را با كاهنان همكاري بود و خبرداده بود به ايشان هرچه به آن يسوع تكلم نموده بود.(5)پس نگارنده به يسوع نزديك شده،با اشك گفت: اي معلم! به من بگوكيست آنكه تو را تسليم خواهد كرد؟(6) يسوع جواب داده،فرمود: (( اي برنابا! اين ساعت نيست ساعتي كه درآن بشناسي او را ؛ ليكن بدكار ظاهر مىسازدخود را بزودي؛زيرا زود است من از جهان بروم.)) (7)پس شاگردان آن وقت گريسته، گفتند: اي معلم!چرا ما را ترك مىفرمائي؟زيرا ما بميريم سزاوارتر است از اينكه ما را ترك كني.(8) يسوع جواب داد: ((دل هاي شما مضطرب نشود و مترسيد.(9)زيرا من آن نيستم كه شما را آفريده و نگاه مىدارد شما را.(10)اما درباره ي من،بدرستي كه بتحقيق آمده ام تا آماده كنم راه را از براي رسول الله كه زود است بياورد رهائي عالم را.(11)ليكن حذر كنيد از اينكه فريب داده شويد؛زيرا زود است بيايند پيغمبران دروغگويِ كه سخن مرا مىگيرند و انجيل مرا ناپاك مىنمايند.)) (12)آن وقت اندرياس گفت:اي معلم!براي ما علامتي ذكر كن تا او را بشناسيم.(13)يسوع جواب داد: ((بدرستي كه او در زمان شما نمىآيد؛بلكه بعد از شما به چندين سال مىآيد؛وقتي كه انجيل من باطل مىشود و نزديك است كه سي نفر مؤمن پيدا نشود.(14)در آن وقت خداي بر جهان رحم مىكند؛پس مىفرستد رسول خود را كه قرار مىگيرد بر سر او ابر سفيدي تا او را يكي از برگزيدگان خداي بشناسد و همانا زود است كه او را ظاهر سازد براي جهان.(15)زود است بيايد با قوّت عظيمىبر فاجران و براندازد بت پرستي را از جهان.(16)بدرستي كه من به آمدن او مسرور مىشوم؛زيرا بواسطه ي او زود است كه ظاهر شود و تمجيد كرده شود خداي و صدق من ظاهر شود.(17)زود است انتقام كشد از آنانكه بگويند كه من بزرگترم از انسان. (18)حق مىگويم به شما؛بدرستي كه زود است ماه او را خواب دهد در خردسالي او وقتي كه بزرگ شود مىگيرد آن را با دست هاي خود.(19)پس بايد جهان حذر كند از اينكه نپذيرد او را؛زيرا زود است كه وي بت پرستان را براندازد.(20)پس بدرستي كه موسي بنده ي خداي بيشتر از آن كشت بسياري را و رحم ننمود يشوع بر شهرهائي كه آنها را سوزانيدندوكشتند كودكان را.(21)زيرا زخم مزمن با داغ درمان كرده مىشود.(22)زود است بياورد حقي را آشكار تر از ساير پيغمبران و زود است كه سرزنش كند هر كس را كه رفتار نيكو نمىكند در جهان.(23)همچنين زود است كه تحيت فرستند برج هاي شهر پدران ما،بعضي به بعضي از روي خوشحالي.(24)پس هر وقتي كه مشاهده شود بر افتادن بت پرستي از روي زمين و اعتراف كرده شود به اينكه من بشري هستم مانند ساير بشرها؛پس حق مىگويم به شماكه پيغمبرخداي آن وقت مىآيد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------

اینها مطالبی بود در مورد بشارت آمدن پیامبر اسلام .در همین انجیل مطالب زیادی در مورد فضایل پیامبر اسلام آمده است

منبع:

http://bernaba.blogspot.com

 

متن انگلیسی

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک ثابت |
بهترین راه اثبات ولایت اهل بیت(ع) پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 21:25
میبینیم بعد از رحلت پیغمبر(ص) کسی غیر از اهل بیت (ع) مجتهد و صاحب فتوا و عالم به کتاب و سنت وجود ندارد.زیرا ایمه (ع) میگویند همه چیز را میدانیم ولی دیگران میگویند نمی دانیم و از پیامبر (ص) جز مقدار کمی احادیث نداریم-لذا در احکام قیاس میکنند و قرآن میفرماید:

هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون

آیا کسانیکه میدانند با کسانیکه نمیدانند یکسان هستند؟

در محضر بهجت جلد-۱ صفحه۲۲۸ 

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک ثابت |
چند دلیل بر مظلومیت امام علی(ع) پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 0:14
چه انسانی خیر و فایده بیشتری برای بقیه انسانها دارد؟انسانیکه علمش از بقیه بیشتر است چون راه حل مشکلات و راه رسیدن به خواسته ها و رساندن انسانها به خوشبختی را میداند.امام چنین فردی بود .پیامبر این را می دانست و به همین علت گفت بعد از من او باید خلیفه باشد.ولی عده ای طماع او را از حقش بازداشتند.۲۵ سال او شاهد بود که چگونه زحمات پیامبر در حال از بین رفتن است ولی سکوت کرد برای اسلام در صورتیکه اگر مانند آنها دنبال مقام و خلافت دنیایی بود به راحتی می توانست آن را به دست بیاورد و این را در جنگهای قبلی از خود نشان داده بود ولی به خاطر حفظ اسلام صبر کرد و خون دل خورد

چقدر دردآور است که تو راه رساندن انسانها به خوشی را بدانی و شاهد باشی آنها به علت نادانی دنباله روی کسانی هستند که این راه را بلد نیستند!

چقدر درد آور است شاهد باشی پیامبری در زمان حیات خود به دخترش احترام بسیاری بگذارد و او را بسیار دوست دارد ودر هر فرصتی به پیروانش سفارش کند که مراقب این فرزند من باشید و احترامش را حفظ کنید ولی همینکه آن پیامبر درگذشت شاهد باشی چگونه همان پیروان به آزار و اذیت جگرگوشه او بپردازند و تو باز هم صبر کنی و خون دل بخوری به خاطر آن پیامبر و دینش!در صورتیکه قدرت داری که جزای آنها را بدهی!

چقدر درد آور است مردمی خودشان بیایند تو را به عنوان رییس خود انتخاب کنند ولی وقتی در جنگ به آنها فرمان می دهی فریب معاویه را نخورید آنها بر روی تو شمشیر بکشند و تو را مجبور به پذیرش رای خود کنند و تو بگویی عجب سربازانی دارم معلوم نیست من رییس آنها هستم یا آنها رییس من

علی(ع) تو وقتی خلیفه هم بودی اینگونه مظلوم واقع می شدی!

چقدر مظلوم بودی که با اینکه در زمان خلافتت فرمانروای سرزمینی بودی که از آسیا تا آفریقا و اروپا را شامل می شد ولی با این حال در گذر مردم مینشستی و وقتی علتش را می پرسیدند می گفتی اینجا هستم تا اگر کسی کاری با من داشت به راحتی مرا پیدا کند

چقدر مظلومی که عده ای امروزه به اسم و اعتبار تو به مردم ستم میکنند و دیگران این ستم را از چشم تو می بینند

چقدر مظلومی که.............

 

 

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک ثابت |
انگشتر گمشده(عشق و علاقه خدا به انسانها) یکشنبه هشتم مهر 1386 7:8
احمد حلت مدیر مسوول مجله موفقیت یه مثال زیبایی در یکی از سمیناراش میزنه برای عشق و علاقه خدا به ما آدما.

میگه من یه انگشتری داشتم که خیلی دوسش داشتم و برام عزیز بود ولی یه روز نمیدونم چی شد که گمش کردم.از اونوقت به بعد دیگه خیلی ناراحت بودم.خیلی بیقراری میکردم.همه جا رو دنبالش می گشتم شاید پیداش کنم.اما خبری ازش نبود.تا اینکه یه روز اتفاقی اونو توی گل و لای باقچه پیداش کردم.

خیلی خوشحال شدم .چون برام خیلی با ارزش و عزیز بود.با همون گل و لایش بوسیدمش.بعد بردم شستمش و دستم کردم و از اونوقت به بعد دیگه هیچوقت از خودم دورش نمیکنم.حتی وقتی میخوام وضو بگیرم از دستم در نمیارمش فقط یه تکون کوچیک بهش میدم.اما من معتقدم اون انگشتر خودش میخواست  پیدا بشه که من پیداش کردم.

خدا هم میگه آی بنده ها شما هم برای من مثل اون انگشتره میمونین.اگه بخواین من شما رو پیدا میکنم.از گل و لای دنیا بیرون میکشم.میارمتون پیش خودم.بعد با همون گل و لایتون شما رو میبوسم.بعد میشورمتون و پاکتون میکنم.بعد شما رو پیش خودم قرار میدم و دیگه هیچوقت از خودم دورتون نمیکنم.ولی شما باید بخواین و منو صدا بزنین تا من اینکارو انجام بدم-فقط کافیه بگین و بخواین

الله یجتبی الیه من یشاء و یهدی الیه من ینیب

خدا هرکس را که بخواهد(یعنی خود آن فرد بخواهد) بسوی خود بر میگزیند و هر کس را که بازگردد بسوی خود هدایت میکند-(شوری-۱۳)

همین مطلب رو حضرت عیسی در انجیل برنابا اینطور بیان می فرماید:

 ((به من بگوئيد كه اگر يكي از شما صد گوسفند داشته باشد و يكي از آنها را گم كند مگر آن را جست و جو نمىكند در حالتي كه نود و نه تاي ديگر را ترك مىكند؟(15)وقتي كه آن را پيدا كرد مگر آن را بر دوش هاي خود نمىگذارد؟(16)پس از آنكه همسايگان را دعوت كرد،آيا به ايشان نمىگويد كه با من خوشحالي كنيد؛زيرا گوسفندي را كه گم كرده بودم پيدا كردم؟(17)حقاً كه چنين خواهد كرد.(18)همانا به من بگوئيد كه مگر خداي انسان را كمتر از گوسفند دوست مىدارد و حال آنكه خود براي او جهان را آفريده؟(19)سوگند به هستي خداي كه در حضور فرشتگان خداي اينچنين سروري رخ خواهد داد،وقتي كه يك گنهكار توبه مىكند؛زيرا گنهكاران رحمت خداي را آشكار مىنمايند

منبع:http://bernaba.blogspot.com/

 

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک ثابت |