تبليغاتX
یادخدا و ظهور امام
چرا به مسجد جمکران نمی آیی؟ دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 17:4
عده ای از پاکان و نیکان با حضرت صاحب(عج) سوال و جواب میکنند و حاجت میطلبند و جواب میگیرند و در مسجد جمکران صدای آن حضرت را می شنوند.

آقایی را که در بیداری دیده بودم در خواب به من فرمود چرا به مسجد جمکران نمی آیی؟

در محضر بهجت-جلد ۲-صفحه ۸۶

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک ثابت |
عیش کامل شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 19:19
اگه یه نفر در یک روز اینها رو داشته باشه عیشش در اون روز کامله:

۱-خرج یه روزش برای غذا و نوشیدنی و....

۲-یه سر پناه-فرقی نمیکنه خونه مال خودشه یا اجاره ایه یا توی بهترین هتله یا یه مسافرخونه ساده یا یه چادر تو صحرا یا ............

۳-همسرش پیشش باشه

در اون روز عیش این آدم کامله و آفتاب فردا رو هم کسی ندیده

اگه یه نفر فقط یه روز در دنیا اینجوری زندگی کنه و بعد از دنیا بره با عیش کامل از دنیا رفته

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک ثابت |
همه معنی زندگی در یک عبارت سه شنبه بیستم شهریور 1386 20:2
اگر بر آب روی خسی باشی

اگر بر هوا روی مگسی باشی

دلی به دست آور تا کسی باشی

                                خواجه عبدالله انصاری

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک ثابت |
چی کار کنیم که هر کاری انجام میدیم مفید و خوب و پاک باشه؟جواب این سوال در قرآن به زیبایی آمده است یکشنبه هجدهم شهریور 1386 14:33
یا ایهاالرسل کلوا من الطیبات واعملوا صالحا-

ای فرستادگان از پاکیزه ها بخورید و عمل نیک انجام دهید-مومنون-۵۱

ابتدا میگوید از پاکیزه ها بخورید و بعد میگوید عمل صالح انجام دهید-یعنی اگر غذایی که میخورید پاک باشد کاریکه انجام میدهید نیز پاک خواهد بود

همانطور که میدانیم هر چیزی برای حرکت و عمل احتیاج به انرژی دارد-اگر این انرژی پاک و خالص باشد عمل نیز صد در صد مفید و خالص خواهد بود-مثلا هر چه سوخت یک ماشین بهتر باشد این ماشین بهتر کار میکند و محیط اطرافش را کمتر آلوده خواهد کرد و به خودش هم صدمه کمتری میخورد-این آلودگی به خاطر اینست که سوختش صد در صد خالص نبوده-این قانون در همه آفرینش جریان دارد و در انسان هم همینگونه است-

انسان انرژی خود را از کجا به دست می آورد؟بله از غذا خوردن-حالا هرچه این غذا پاکتر و خالصتر باشد عمل انسان هم پاکتر و نیکوتر خواهد بود-ولی اگر این غذا ناپاک و ناخالص باشد عمل انسان هم ناپاک(کار بد) میشود و این عمل ناپاک ضررش متوجه خود انسان و محیط اطراف او میشود -میبینیم که چگونه قرآن پرده از اسرار آفرینش بر میدارد

دلیل وجود خمس و زکات در ادیان به همین خاطر است-برای اینکه روزی و غذای انسان پاک شود-

ما افرادی را میبینیم که از گروه و دسته خاصی حمایت میکنند-اگر به منبع روزی این افراد دقت کنیم متوجه خواهیم شد که اینها روزیشان را از همان دسته و گروه میگیرند و در حقیقت از هر کجا در بیاوری خرج همانجا میشود-

پاکیزه بخوری عمل پاک انجام میدهی-ناپاک بخوری عمل ناپاک انجام خواهی داد-

دلیل حرمت ربا و اینکه از زنای با محارم بدتر دانسته شده همین است-کسیکه ربا(ناپاک) میخورد ناپاک هم انجام میدهد

راه پاکیزه خوردن هم اینست که روزی با یاد خدا به دست بیاید-وقتی به یاد او به دست آمد به یاد او هم خرج میشود و میشود خالص و پاک

اگر همه مردم دنیا همین الان فقط به همین آیه قرآن عمل میکردند بدی و زشتی و جنگ و ظلم و فساد به یکباره از همه عالم پاک میشد!! 

 

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک ثابت |
راه دوری از گناه و مثال زیبای حضرت عیسی برای حفظ خانه دل(از انجیل برنابا) دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 0:2
(1)بودند و هميشه خواهند بود در جهان،گروهي كه باك ندارند از گناه و جز اين نيست كه ايشان دچار بزرگ ترين گمراهي باشند.(2)به من بگوئيد،چگونه شيطان خطا ورزيد؟(3)بدرستي كه او خطا نمود بمجرّد انديشه ي اينكه او بزرگ تر است شأناً از انسان.(4)خطا نمود سليمان؛زيرا او انديشيد كه تمام آفريدگان خداي را دعوت كند به وليمه اي؛پس اصلاح نمود انديشه ي او را ماهي؛چون خورد همه ي آنچه كه تهيه ديده بود.(5)از اين رو بي جهت نبود آنچه كه پدر ما داوود مىفرمايد كه:بزرگ شمردن انسان در نفس خود،مىاندازد او را در وادي اشك ها.(6)از اين رو خداي بر زبان اشعيا،پيغمبر خود،ندا مىكند:دور سازيد انديشه هاي بد خود را از چشم من. (7)پس از براي كدام غرض سليمان تذكر مىدهد، چون مىگويد:نگهدار دل خود را بدقّت ومراقبت.(8)سوگند به هستي خداي كه نفس من در حضورش مىايستد،هر چيزي گفته مىشود درباره ي انديشه هاي بد،كه باعث ارتكاب گناه مىشوند؛زيرا ممكن نيست گناه ورزيدن بدون انديشه.(9)همانا به من بگوئيد وقتي كه زارع رز مىكارد،مگرنمىكارد گياه را برگودي فرو رفته؟ (10)آري اينگونه مىكندشيطان،هرگاه بكارد گناه را.او به چشم وگوش كفايت نكند؛بلكه تعدّي كند به دل كه آ‎ن قرارگاه خداي است.(11)چنانكه خداي بر زبان موسي سخن رانده و فرموده:بدرستي كه من در دل ايشان ساكن خواهم شد تا به شريعت من راه روند.(12)همانا بگوئيد به من،هرگاه هيرودس پادشاه به شما سفارش كند تا خانه اي را كه دوست دارد در آن ساكن شود حفظ كنيد،آيا روا مىداريد كه پيلاطس،دشمن او،درآن خانه در آيد يا متاع هاي خود را در آن بگذارد؟(13)چنين نيست؛چنين نيست.(14)پس به سزاواري واجب است بر شما،كه روا مداريد شيطان دردل ها درآيد و افكار خود را در آن بگذارد.(15)زيراخداي به شما دل داده تا آن را نگهداريد و آن مسكن اوست.(16)حال ملاحظه كنيدكه چگونه صراف درنقود نگاه مىكندكه آيا صورت قيصر درست است،آيا نقره اش صحيح است يا نه؟وآيا آن از عيار معهود است؟(17)از اين رو آن را بسياردردست خود زير و روي مىكند.(18)اي عالم ديوانه!عجب حكيم و زيرك هستي در كار خود،كه در روز آخر توبيخ و تحكم مىكني برخدمتكاران خداي به اهمال وسستي ورزيدن؛زيراخدمتكاران تو بي شك از خدمتكاران خداي حكيم ترو زيرك تر هستند.(19)حال به من بگوئيد،چه كس امتحان مىكند فكر را چنانكه صراف امتحان مىكند قطعه ي نقود نقره را؟(20)هيچ كس؛نه،مطلقاً.))
فصل هفتادو پنجم
(1)در اين وقت يعقوب گفت: اي معلم ! چگونه امتحان فكر شبيه مىشود به امتحان قطعه اي نقود؟(2)يسوع فرمود((بدرستي كه نقره ي در فكر همانا پرهيزگاري است ؛زيرا هر فكر عاري از تقوا از شيطان مىآيد.(3)صورت درست ، همانا پيروي پاكان و پيغمبران است كه واجب است برما تبعيت از آنها.(4)وزن فكر، همانا محبت خداست كه واجب است اينكه عمل شود هر چيزي به موجب آن. (5) بدين خاطر است كه دشمن در آنجا انديشه هائي آورد كه منافي تقوا است در همسايگانتان و مطابق است با جهان تا جسد را فاسد كند و مطابق است با محبت جهاني تا محبت خداي را فاسد كند.)) (6)برتولما گفت:اي معلم!چگونه انديشه كنيم تا درامتحان نيفتيم؟(7)يسوع در پاسخ گفت: ((شما را دو چيز لازم است.(8)نخست آنكه بسيار بر آن عادت كنيد.(9)دوم آنكه كم سخن گوئيد(10)زيرا كاهلي غسلگاهي است كه درآن هر منكر نجسي مجتمع ميشود.(11) بسيار گفتن،اسفنجي است كه گناهان را مىمكد.(12)پس لازم است كه كار شما منحصردر به كار واداشتن جسد نباشد؛بلكه واجب است كه نفس شما نيز مشغول به نماز باشد.(13)بلكه واجب است كه از نماز هيچ وقت بريده نشود.(14)بدرستي كه من براي شما مَثَلي مىزنم.(15)مرد بدي در دهي بود كه از آن جهت،هيچ كس از آنانكه او را مىشناختند نمىپذيرفت كه در مزرعه ي او زراعت كند.(16)پس گفت،مثل گفتن بدكار:به بازار مىروم تا بيابم گروهي تنبل و بيكار را كه بيايند و رَز مرا بكارند.(17)پس اين مرد از خانه ي خود بيرون شد و بسياري از ناآشنايان بيكار مفلس را پيدا كرد.(18)با ايشان سخن گفت و ايشان را به رزستان خود كشيد.(19)اما آنانكه شناخته بودند او را و پيشتر با او كار كرده بودند،هيچ كس از ايشان آنجا نرفت.(20)پس آنكه بد مىدهد و آنكه بد ادا مىكند،همانا او شيطان است.(21)زيرا او كاري مىدهد كه مزد انسان در خدمت او آتش جاويد است.(22)پس او از براي همين از بهشت بيرون آمده و مىگردد به جست وجوي كار كنان.(23)او همانا براي كار خودش تنبل ها را،هركس كه باشند،به مزد مىگيرد و خصوصاً كساني كه او را نمىشاسند.(24)كفايت نمىكند مطلقاً به جهت گريختن از شر او،اينكه انسان او را بشناسد تا از او نجات يابد؛بلكه واجب است به عمل آوردن كارهاي نيكو،جهت غلبه نمودن بر او.
از منبعی که قبلا گفتم
نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک ثابت |
زن و حجاب پنجشنبه هشتم شهریور 1386 12:54
آیا کسی پیدا میشه(به جز انسانهای مریض) که به محرمهای خودش(مثل خواهر) با نگاه شهوت و برای لذت جنسی نگاه کنه؟اگه ما یاد میگرفتیم که لذت جنسی از راه نگاه فقط برای همسرمونه و به زنهای دیگه مثل خواهر و مادر خودمون نگاه میکردیم آیا حجاب باز هم بر زنها لازم بود؟

ما وقتی به یک گل نگاه میکنیم از زیبایی و لطافت اون لذت میبریم-آیا کسی پیدا میشه که با نگاه شهوت آلود و به قصد لذت جنسی به یه گل نگاه کنه و لذت ببره؟!در مورد زن هم همینطوره اگه ما یاد میگرفتیم لذت جنسی رو برای همسر قرار بدیم و در مورد بقیه زنها برای دیدن زیباییها و لطافتهاییکه خدا در وجودشون قرار داده چشممون رو بکار بگیریم خیلی خوب میشد

زن به نظر من بزرگترین جاذبه و مغناطیسیه که با زیباییها و لطافتهای درونش انسان رو به طرف خدا میکشونه!البته اگه یاد بگیریم چه جوری نگاهش کنیم-با یک قدرت کشش و جاذبه بینهایت قوی!!

خلاصه به نظر من که خدا خیلی به مردها حال داده که زن رو براشون آفریده!(این شوخیه لطفا جدی نگیرین)

من ایمان دارم روزی میاد که همه انسانهای دنیا این آگاهی و آموزش رو پیدا میکنن و با اینگونه نگاه کردن به زن به بسیاری از زیباییها و لطافتها و گنجهاییکه خدا در وجود زن قرار داده پی میبرن و لذتش رو خواهند چشید

 

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک ثابت |
چرا من به وجود امام زمان باور دارم و اصلا این باور چه تاثیری در زندگی من داره دوشنبه پنجم شهریور 1386 14:32
چند راه وجود داره که من باور کنم که مزه قهوه تلخه-یکیش اینه که یک یا چند انسان درستکار و راستگو بیان به من این مطلب رو بگن-یکی دیگش که بهترین دلیل برای منه اینه که من خودم قهوه رو بخورم و بفهمم و درک کنم که مزش تلخه و این بالاترین دلیل برای منه و حالا اگه همه دنیا هم بیان بگن قهوه ترشه هیچ تاثیری در ایمان و باور من نداره

وجود خدا همینجوری برای من ثابت شده و من بهش باور دارم-من خودم خدا رو دیدم-منظورم از دیدن دیدن با چشم نیست بلکه منظورم درک کردن و حس کردن خداست و اونهم در لحظاتی بوده که به اوج ناتوانی و ضعف رسیدم که حتی نمیتونستم پلک بزنم و اونجا بوده که یه دستی اومده و به من نیرو داده و بلندم کرده و من فهمیدم که من به نیرو و قدرت خودم سرپا نیستم بلکه یه قدرت بزرگتر اداره کننده امور منه البته این یه درک شخصیه که با کلمات قابل توضیح نیست ولی من تا اونجایی که میتونستم سعی کردم اون رو برای شما توضیح بدم-البته دلایل دیگه ای هم بر وجود او دارم ولی این بالاترین دلیل برای منه-

در مورد امام زمان دلیل اول رو درک نکردم ولی یکسری انسانهای درستکار و راستگو رو میشسناسم که گفتن و میگن که او رو دیدن یا اینکه میگن او وجود داره -بعضی از این انسانها اینها هستن:

پیامبر اسلام و حضرت فاطمه و امامان شیعه-آیت الله بهجت-آیت الله طبابایی-آیت الله شاه آبادی-دکتر چمران  -دکتر شریعتی

یه دلیل دیگه من بر اساس قرآنه که در اون اومده این زمین در نهایت به دست افراد نیکوکار خواهد افتاد و من دارم با چشمای خودم میبینم که زمین الان به دست افراد نیکوکار اداره نمیشه پس معلومه این اتفاق هنوز نیوفتاده و برای اینکه این اتفاق بیفته لازمه که این انسانهای نیکوکار رهبری داشته باشن که همه وجودش حق و حقیقت باشه تا رهبر اونا بشه-البته این دلایل جدا از هم نیستن و هرکدوم شاهدهایی هستن بر دیگری که ایمان و باور من رو قویتر میکنه

البته در زندگی همیشه شاهدهایی بر درستیه این باور پیدا کردم مثلا در کتاب کارلوس کاستاندا(آتشی از درون)دون خوان صحبت از مصونیت از خطا(تقوی) میکنه-یا میگه اطراف ما رو یه سیال فراگرفته(در قرآن اومده که شما کوهها رو میبینین و فکر میکنین اونها جامد هستن در حالیکه اونها مثل ابر در حرکتن-نمل-۸۸)  وخلاصه خیلی شواهد میاره که ایمان من به جهان آخرت و گفته های پیامبران رو افزایش میده

البته این یک مثال بود وگرنه شاهدها برای من خیلی زیاد هستن

اما در مورد اینکه این ایمان و باور چه تاثیری در زندگی من داره اون اینه که این باور باعث میشه من از انجام خیلی از بدیها و زشتیها تا اونجایی که میتونم دوری کنم-برداشت بد نکنین نمیخوام بگم من آدم خوبی هستم -من دچار خیلی گناهان و بیماریها هستم ولی این ایمان وباور باعث میشه اونها رو کوچک نشمرم و همیشه دنبال برطرف کردنشون برم و تا میتونم از گناهان بیشتر دوری کنم چرا که ایمان به انسانیکه همه وجودش حقه و طرفدار پاکیهاست و من منتظرم تا بیاد و فرمانروای زمین بشه باعث میشه تا میتونم سعی کنم طبق خواسته او عمل کنم.البته عاقبت کار به دست خداست شاید شمایی که الان مطلب منو میخونی به امام زمان ایمان نداشته باشی ولی چون طرفدار حق و حقیقتی و براساس اون عمل میکنی وقتیکه او میاد و تو وجودش رو حق و حقیقت میبینی به او ایمان میاری ولی منیکه هنوز گرفتار گناهانم هستم به مخالفت با او میپردازم چرا که امام زمان یه اسم نیست یه حقیقته و اینجوری نیست که بیاد بگه خوب مردم دنیا من امام زمان هستم حالا به من ایمان بیارین!بلکه او میاد و برای مردم دنیا از حقایق و زیباییها و خواسته های برحق اونا و ایمان و باورهای حقیقیشون صحبت میکنه و مردم حقشناس به او ایمان میارن و این ایمان آوردن یه چیز شخصیه که هر انسانی باید بتونه حق رو از باطل تشخیص بده و این خود ما هستیم که باید این قدرت رو داشته باشیم تا بتونیم امام زمان حقیقی رو از امام زمان دروغی تشخیص بدیم و هیچ اجباری در کار نیست و این قدرت تشخیص حق از باطل به زندگی گذشته ما بستگی داره اگه تا زمانیکه او میاد بر اساس حق زندگی کردیم وقتی بیاد او رو تشخیص میدیم ولی اگه بر اساس باطل عمل کرده باشیم نخواهیم توانست او را تشخیص بدهیم

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک ثابت |
خدا رو میشه حس کرد دوشنبه پنجم شهریور 1386 0:13
وقتی به هر طرف رو میکنی دیگران روشون رو از تو برمیگردونن-وقتی به هرجا پناه میبری از اونجا رونده میشی-وقتی میخوای هرکاری انجام بدی احساس ضعف و ناتوانی میکنی-وقتی با همه وجودت درک میکنی بدون نیرو و قدرت او حتی از پلک زدن هم ناتوانی-وقتی از همه کس و همه چیز ناامید و بریده میشی

اونوقت یه راست میری پیش خدا-یعنی در اصل اون خودش میاد پیشت-اونوقته که یه دستی میاد و دستت رو میگیره و بلندت میکنه وبهت نیرو میده و میگه عزیز دلم تو از هر توانایی تواناتری-جای تو فقط پیش منه

اونوقته که وجود و حضور خدا رو حس میکنی و لذت این احساس به تو میفهمونه که دلیل اون همه درد و رنج و احساس ضعف و ناتوانی چی بود-اینا همه بهانه هایی بودن برای اینکه خدا تو رو بیاره پیش خودش

پروردگار عزیزم میدونم اگه بیمارم برای اینه که میخوای صدات بزنم و بیام پیشت تا شفام بدی

میدونم اگه فقیرم برای اینه که میخوای صدات بزنم و بیام پیشت تا ثروتمندم کنی

میدونم اگه گناهکارم برای اینه که میخوای صدات بزنم و بیام پیشت تا ببخشیم

ای مهربون هر خوشی و ناخوشی که توی زندگیمون پیش میاد و هرچیزیکه در هر لحظه از زندگیمون درک و حس میکنیم نشونه ها و پیامهایی از طرف توست که میخوای مارو متوجه خودت کنی

وقتی این معنا رو درک میکنیم از خجالت میخوایم آب بشیم که آخه مگه ما چیکار کردیم که تو اینهمه ما رو دوست داری و شرمنده میشیم که چرا از یاد و ذکرت غافلیم

 

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک ثابت |