|
بالاترین عذاب
دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 4:56
اگه از من بپرسن بالاترین عذاب چیه با این آیه های قرآن جواب میدم:
وقال الذین فی الانار لخزنه جهنم ادعوا ربکم یخفف عنا یوما من العذاب-قالوا اولم تک تا تیکم رسلکم بالبینات قالوا بلی قالوا فادعوا و ما دعاوا الکافرین الا فی ضلال و کسانیکه در آتش هستند به نگهبانان جهنم می گویند پروردگارتان را صدا بزنید تایک روز از عذاب ما کم کند-می گویند آیا پیامبرانتان با بینات پیش شما نیامدند میگویند آری میگویند پس صدا بزنید درحالیکه صدا زدن کافران نیست مگر در گمراهی-غافر ۴۹-۵۰ از جهنم بدتر اینه که اهل اون حتی اجازه ندارن خدا رو صدا بزنن چون از نگهبانان جهنم میخوان که اونا خدا رو براشون صدا بزنن و در آیه بعد دلیل این رو هم بیان میکنه و اون هم اینه که اونها در دنیا یاد نگرفتن که خدا رو صدا بزنن چون در دنیا به یاد او نبودن و چیزی جز باطل و پوچ رو صدا نمی زدن و همیشه دنبال این جور چیزها بودن در آخرت هم وقتی صدا میزنن و فرا میخونن صدازدنشون به هدف نمیشینه و به گمراهی میره توضیح بدم که دعا به معنای صدازدن و فراخوندن و خواستنه و اونها چون در دنیا همیشه خواستار چیزهای باطل و غیر حق بودن وگمراه در آخرت حقیقت دنیاشون بر اونها آشکار میشه و چه عذابی بالاتر از اینکه انسان حتی اجازه نداشته باشه خدا رو صدا بزنه-این یعنی ناامیدی محض- دیگه به چه چیزی انسان میتونه امید داشته باشه که حال و وضعش بهتر بشه؟ خدایا کاری کن در دنیا همیشه دنبال حق و حقیقت و زیبایی و خودت باشیم و اینها رو بخواهیم و صدا بزنیم تا در آخرت دعا و صدازدنمون به خطا نره
علت غیبت امام زمان(عج) خود ماییم
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 4:11
سبب غیبت امام زمان(عج) خود ما هستیم زیرا دستمان به او نمیرسد و گرنه اگر در میان ما بیاید و ظاهر و حاضر شود چه کسی او را می کشد؟آیا جنیان آن حضرت را می کشند یا قاتل او انسان است؟ما از پیش در طول تاریخ ایمه(ع) امتحان خود را پس داده ایم که آیا از امام تحفظ و اطاعت می کنیم و یا اینکه او را به قتل می رسانیم.انحطاط و پستی انسان به حدی است که قوم حضرت صالح (ع) ناقه صالح را با اینکه وسیله ارتزاق و نعمت آنها بود پی کردند چنان که قرآن کریم درباره آنها می فرماید:
لها شرب و لکم شرب یوم معلوم یعنی یک روز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن آن ناقه یک روز آب چاه را می خورد و در عوض به آنها شیر می داد بنابراین همان گونه که ممکن است عقلا خزینه و انبار نعمت خود را نابود کنند هم چنان که ناقه صالح را کشتند امکان دارد که ما انسانهای عاقل نیز امام زمان (عج) را که تمام خیرات از اوست و از ناقه صالح بالاتر و پر فیض تر است برای اغراض شخصیه خود به قتل برسانیم در محضر بهجت-جلد اول-صفحه ۹۱
عشق خدا به انسانها
جمعه بیست و دوم تیر 1386 6:3
فصل دويست و يكم
(1)پس از آنكه يسوع داخل هيكل شد،نويسندگان و فريسيان زني را حاضر نمودند كه در زنا گرفتار شده بود.(2)ميان خودشان گفتند هرگاه او را نجات داد،آن ضد شريعت موسي است؛پس نزد ما گنهكار خواهد شد و هرگاه او را سزا دهد پس آن ضد تعليم خودش است؛زيرا او بشارت به رحمت مىدهد.(3)آنگاه بسوي يسوع پيش آمدند و گفتند:اي معلم!همانا اين زن را يافتيم در حالتي كه زنا مىداد.(4)موسي امر فرموده كه مثل اين،سنگسار شود.(5)پس تو چه مىگوئي؟(6)در آنجا يسوع خم شد و به انگشت خود بر زمين آئينه اي ساخت كه در آن هركس گناه خود را ديد.(7)چونكه اصرار مىنمودند به جواب،يسوع برخاست و به انگشت خود اشاره نموده،فرمود: ((هر كس از شما بي گناه است او بايد اولين سنگ زننده باشد.))(8)پس از آن دوباره خم شده،آئينه را برگردانيد.(9)همين كه مردم اين بديدند،يك به يك بيرون شدند ابتدا از شيوخ؛زيرا شرمنده شدند كه پليدي خودشان را ببينند.(10)چون يسوع راست ايستاد و كسي را جز همان زن نديد،فرمود: ((اي زن!كجا شدند كساني كه تو را مىخواستند سزا دهند.))(11)زن گريه كنان در جواب گفت:اي آقا!برگشتند،پس هرگاه از من گذشت كني،همانا من،به هستي خداي سوگند،بعد از اين گناه نكنم.(12)آن وقت يسوع فرمود: ((فرخنده باد نام خداي.(13)برو به راه خود بسلامت و بعد از اين گناه مكن؛زيرا خداي مرا نفرستاده تا تو را سزا بدهم.))(14)آن وقت نويسندگان و فريسيان گرد آمدند؛پس يسوع به ايشان فرمود: ((به من بگوئيد كه اگر يكي از شما صد گوسفند داشته باشد و يكي از آنها را گم كند مگر آن را جست و جو نمىكند در حالتي كه نود و نه تاي ديگر را ترك مىكند؟(15)وقتي كه آن را پيدا كرد مگر آن را بر دوش هاي خود نمىگذارد؟(16)پس از آنكه همسايگان را دعوت كرد،آيا به ايشان نمىگويد كه با من خوشحالي كنيد؛زيرا گوسفندي را كه گم كرده بودم پيدا كردم؟(17)حقاً كه چنين خواهد كرد.(18)همانا به من بگوئيد كه مگر خداي انسان را كمتر از گوسفند دوست مىدارد و حال آنكه خود براي او جهان را آفريده؟(19)سوگند به هستي خداي كه در حضور فرشتگان خداي اينچنين سروري رخ خواهد داد،وقتي كه يك گنهكار توبه مىكند؛زيرا گنهكاران رحمت خداي را آشكار مىنمايند. فصل دويست و دوم (1)به من بگوئيد كدام يك بيشتر محبت دارند به طبيب،كساني كه مطلقاً هيچ مريض نشده اند،يا كساني كه طبيب ايشان را از بيماري هاي خطرناك شفا داده است؟))(2)فريسيان به او گفتند:چگونه تندرست طبيب را دوست مىدارد؟راستي او را دوست مىدارد بواسطه ي اينكه او بيمار نيست و چونكه او معرفت به مرض ندارد طبيب را دوست نميدارد،مگر اندكي.(3)آن وقت يسوع به تنديِ روح به سخن درآمده،فرمود: ((سوگند به هستي خداي كه زبان شما سزا مىدهد تكبر شما را.(4)زيرا گنهكار،خداي ما را بيشتر از نيكوكار دوست مىدارد؛چه او رحمت بزرگ خداي را براي خود مىخواهد.(5)زيرا نيكوكار را شناسائي به رحمت خداي نيست.(6)از اين نزد فرشتگان خداي خوشحالي براي يك گنهكار كه توبه مىكند،بيشتر است از نود و نه نيكوكار "از منبعی که قبلا گفته بودم از انجیل برنابا"
اسرار صلوات
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 0:30
خداوند به ما نعمت و خوشی میدهد ولی از طریق موجودات دیگر.مثلا مهر و محبت خود را از طریق پدر و مادر به ما ارزانی میدارد یا بوسیله ابر باران فرو می فرستد یا از راه درخت به ما میوه میدهد و....
اما بیشترین نعمتهای او از طریق خود ما انسانها به دست ما میرسد.مثلا برق از راه وجود ادیسون . یا عشق و محبتش از راه وجود حضرت عیسی.همه نعمتها و خوشیها بدین صورت به ما میرسد.حالا هرچه این آفریده ای که از راه وجودش به ما خوشی ارزانی میشود به او نزدیکتر باشد روشن است که نعمتهای بیشتری از راه وجود آن آفریده نصیب ما میشود و در حقیقت آن آفریده وجودش با برکت تر است و این همان معنای برکت و مبارک بودن است. از آنجایی که محمد و آل محمد(ص) نزدیکترین آفریده ها به او هستند هر چه نعمت و خوشی به ما میرسد از راه وجود ایشان است.هر خوشی که بخواهد از طرف خدا بر هر کس نازل شود روشن است که اول باید از دست نزدیکترین آفریده بگذرد تا به بقیه برسد و از طرف دیگر اینطور نیست که بگوییم محمد و آل محمد(ص) به نهایت درجه نزدیکی به خدا رسیده اند و دیگر نزدیکتر نمیشوند چون وجود خداوند نهایتی ندارد پس ایشان در هر لحظه در حال حرکت به سوی او هستند و نزدیکتر میشوند. راز صلوات در همین نکته است.الهم صل علی محمد و آل محمد-خدایا بر محمد و آل محمد صلوات بفرست-یعنی مقام آنها را بالاتر ببر و ایشان را به خود نزدیکتر کن-و در حقیقت ما داریم برای خود دعا میکنیم چون وقتی آنها به خدا نزدیکتر شوند ثروت-نعمت-برکت و خوشی بیشتری نصیب ما میشود مثل پسریکه به خدا میگوید خدایا ثروت پدر مرا بیشتر کن.مسلم است وقتی ثروت پدر بیشتر شود خوشی و راحتی پسر هم بیشتر میشود و این پسر در حقیقت در حال دعا کردن برای خودش است حالا ما هم بیاییم با این آگاهی و معرفت و با توجه به این معنا صلوات بفرستیم و در همان حال با همه وجود ببینیم که ثروت-برکت-نعمت و خوشیهای خداوند از هر سو به سوی ما روان است از طرف دیگر هرچه ایمان و باور ما به این موضوع عمیقتر باشد مسلم است خوشی بیشتری نصیب ما میشود از هرکس که این مطلب را میخواند و به حقیقت آن پی میبرد خواهش میکنم آن را به هر کس که میتواند انتقال دهد و اصلا اسم من هم مطرح نیست اگر خواست به نام خودش تا این حقیقت لذت بخش در همه عالم پر شود و ثروت و برکت و خوشی سراسر هستی را فرا گیرد
از مثنوی
چهارشنبه بیستم تیر 1386 1:51
هر که او بیدارتر پر دردتر هرکه او آگاه تر رخ زردتر
------------------------------------------------------------------------------- مادر بتها بت نفس شماست زانک آن بت مار و این بت اژدهاست ------------------------------------------------------------------------------- چون خدا خواهد که پرده کس درد میلش اندر طعنه پاکان برد ور خدا خواهد که پوشد عیب کس کم زند در عیب معیوبان نفس چون خدا خواهد که مان یاری کند میل ما را جانب زاری کند ای خنک چشمی که آن گریان اوست وی همایون دل که آن بریان اوست آخر هر گریه آخر خنده ایست مرد آخر بین مبارک بنده ایست هر کجا آب روان سبزه بود هر کجا اشکی روان رحمت شود باش چون دولاب نالان چشم تر تا ز صحن جانت بر روید خضر ----------------------------------------------------------------------------------- گر توکل میکنی در کار کن کشت کن پس توکل بر جبار کن --------------------------------------------------------------------------------- از کی بگریزیم از خود ای محال از کی برباییم از حق ای وبال ------------------------------------------------------------------------------ چیست دنیا از خدا غافل بدن نه قماش و نقده و میزان و زن ------------------------------------------------------------------------------ منبع حکمت شود حکمت طلب فارغ آید او ز تحصیل و سبب ----------------------------------------------------------------------------- پس نهانیها به ضد پیدا شود چونک حق را نیست ضد پنهان بود ------------------------------------------------------------------------------ هر نفس نو میشود دنیا و ما بی خبر از نو شدن اندر بقا ---------------------------------------------------------------------------- گر ضعیفی در زمین خواهد امان غلغل افتد در سپاه آسمان ----------------------------------------------------------------------------- سهل شیری دان که صفها بشکند شیر آنست آن که خود را بشکند
اون کیه؟
جمعه پانزدهم تیر 1386 1:57
اون کیه که آدمارو آفرید و بهشون قدرت داد ولی اونا با قلدری تو روش وایسادن؟
اون کیه که با وسایل و امکانات خودش جلو روش کارایی میکنن که دوست نداره ولی با آقایی و حلم و پرده پوشی به روی خودش نمیاره؟ اون کیه که پنهان و ناشناس ثروت و برکت و نعمت به بنده هاش میرسونه ولی اونا هیچ توجهی به اون ندارن و هیچ یادی ازش نمیکنن؟
دوست دارم
جمعه هشتم تیر 1386 3:37
پروردگار مهربونم هر خوبی که به من میرسه از وجود توست و هر بدی که بهم میرسه از خودمه-منو از دست خودم نجات بده-همه وجودم رو از خودت پر کن که چیزی برای خودم نمونه-ازت ممنونم و راضیم و دوست دارم-چه قدر خوبی-چه قدر زیبایی-چه قدر مهربونی-چه قدر پاکی-چه قدر قدرتمندی-چه قدر خواستنی هستی-چه قدر بخشنده ای-چه قدر آقا و کریم و پرده پوشی-چه قدر با من خوبی و ملاحظه حالم رو میکنی-
از هرکسی بیشتر خوبی منو میخوای ولی من به یادت نیستم و کارایی انجام میدم که دوست نداری-منو ببخش من ضعیفم-نادانم-اسیر هواهای نفسانی و شیطانیم-از دست اینا نجاتم بده-من چی بگم در برابر لطف و کرم و بخشش تو-تنها امید وسرمایم اینه که رحمت و مغفرت و بخشش و کرمت شامل حالم بشه و به خوبی خودت از بدی من درگذری-جز خوبی ازت چیز دیگه ای ندیدم- خدایا شکرت-ازت ممنونم-ازت راضیم و دوست دارم-تو عمرمی-تو نفسمی-تو جونمی-تو عزیز دلمی-من بنده توام-محتاج ونیازمند تو-کاری کن همیشه صدات بزنم و به یادت باشم
انجیل برنابا
یکشنبه سوم تیر 1386 21:51
انجیلی که شباهت زیادی با قرآن دارد و علمای مسیحی دل خوشی از آن ندارند و معمولا منتشر نمیشود و در دست مردم قرار نمیگیرد
ترجمه فارسی: http://bernaba.blogspot.com/ |